الشيخ فاضل اللنكراني
84
اخلاق فاضل (فارسى)
حالى كه بر حسب اين روايت ، مطلب كاملًا بر عكس است ؛ يعنى ممكن است نقمت ، نشانهء عنايت و نعمت خداوند متعال باشد . 2 - به طور عادى و طبيعى ، انسانى كه در ناز و نعمت باشد ، هر چه نعمت بيشترى به او داده شود از توجهش به خداوند تبارك و تعالى كاسته خواهد شد ؛ بنابراين از اين روايت بايد اين درس را هم بگيريم كه مبادا نعمتها ما را از خداوند دور كند ، و نعمتها نبايد باعث شود كه انسان ، خداوند را فراموش كند ؛ هرچند چنين اقتضايى در ذات نعمت وجود دارد . انسان در حالت ابتلا به مشكلات توجّهش به خداوند فراوان است ؛ ولى در حال توانگرى و رفاه ، كمتر به خداوند توجّه مىشود ؛ حال آنكه انسان چه در حال نعمت و چه درحال نقمت بايد به خداوند تبارك و تعالى توجه كامل داشته باشد ؛ يعنى آنگونه كه همواره در حال نقمت ، خواهان رفع گرفتارى خود از خداوند متعال است بايد در حال نعمت نيز به عنوان سپاس و به عنوان شكرِ منعم به او توجه كامل داشته باشد . پرسش : 3 - نكتهء سوم را در قالب يك پرسش و پاسخ مطرح مىكنيم : مقصود از « إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً » در مقابل « إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً » چيست ؟ خداوند چگونه نسبت به يك بنده ، اراده خير و نسبت به بندهء ديگر اراده شرّ مىكند ؟ ! آيا اين امر تنها به ارادهء خداوند متعال بستگى دارد ؟ ! يعنى خداوند دلش مىخواهد نسبت به بنده اى ارادهء خير كند ، بدون اينكه آن عبد خصوصيّت و مزيّتى داشته يا مقتضاى اين اراده در او محقّق باشد و نسبت به عبدى اراده شرّ مىكند ، بدون اينكه خصوصيّت و قابليتى در او وجود داشته باشد ؛ آيا مسأله اينگونه است ؟ ! آيا در اين صورت جبر به وجود نمىآيد ؟ ! پاسخ : خير ، چنين نيست ! « إرادَهءُ الخير و إرادَهءُ الشَّر » ؛ نفس ارادهء تكوينى خداوند تبارك